افغانستان در محاصره سه بلا

افغانستان کشوریست با قدامت تاریخی چند هزار ساله و عظمت بزرگ سیاسی اما:

انفجاری درحذب جمهوری خواه و جرقهء در ایالات متحده امریکا

ایالات متحده امریکا با تدبر و ترفندهای که داشت توانست جایگاه خود را منحیث یکی از قدرتهای سیاسی و نظامی جهان تثبیت و با استفاده از اقتصاد و نیروی بشری

افتخار میکنم که افغان هستم

من یک افغانی ام، وطنم در پی جنگ مردمم سر گردان، دل من پر درد است

کانکور در راه است

كانكور در راه است عدۀ کثيری ازجوانان بعدازسپری نمودن دوازده سال تعليم ازابتدا تاختم دوره لیسه به امید اینکه به دانشگاه ها ودانشکده ها راه یابند

امضا موافقت نامه های امنیتی افغانستان

ا ایالات متحده امریکا و ناتو یک ضرورت است و یا مجبوریت؟ اگر به تاریخ افغانستان یک نظر اجمالی بیندازیم در خواهیم یافت

۱۳۹۳ آذر ۶, پنجشنبه

امضاء موافقت نامه امنیتی




امضا موافقت نامه های امنیتی افغانستان با ایالات متحده امریکا و ناتو یک ضرورت است و یا مجبوریت؟
اگر به تاریخ افغانستان یک نظر اجمالی بیندازیم در خواهیم یافت که افغانستان در طول ادوار تاریخ کشور بوده است که به هیچ ابر قدرت دست طمع دراز ننموده خود به آنچه داشته ساخته است با فقر زنده گی کرده است اما با سربلندی با دشمن جنگیده است با موفقیت ، فرزندان دلیر این سرزمین و این مرزبوم شجاع پرور سرزمین خود را حفظ نموده و دست تضرع ونیاز نزد هیچ ابر قدرت دراز ننموده اند و دست هر متجاوز را با اتفاق و اتحاد اسلامی ، انسانی و افغانی خویش قطع نموده نگذاشته اند به این سرزمین حاکم شوند افغانستان که امروز متاسفانه چشم طمع به کمک های غرب دوخته است سرزمین است دارای معادن دست ناخورده طبیعی، آب فراوان جاری نسبت به همسایگان، استعداد های پاک در مغز جوانانش که این همه اساس پیشرفت و ترقی را شکل میدهند, با تاسف و تاثر میتوان گفت از زمان که شخصیت های سیاسی و نظامی ما با نه پزیرفتن همدیگر و سیاسیون ما به نشناختن و عدم درک شخصیت های رهبری کنندهء این کشور با هم جنگیده و همدیگررا نه پزیرفتند بخصوص آنانی را که این سرزمین را از خود میدانسته اند با نا آگاهی تنها گذاشته تا حدی که بزرگترین شخصیت وطن دوست ، خداشناس ، دشمن ستیز و صاحب اصیل افغانستان که این وطن را برای افغانها میخواست و حاکمیتش را حق ویژه فرزندان این مرزبوم میدانست به حلقوم اولین ترور انتحاری ذریعه تروریزم بین المللی سپردند سوال ایجاد میشود که چگونه تروریستی با داشتن مواد انفجاری و انتحاری شب ها و روزها در انتظار ملاقات با ابر مرد تاریخ (احمد شاه مسعود) باشد و در مهمان سرا های مربوط دولت مهمان باشد اما هیچ کس از مهمانداران این درک را نداشته باشند که مهمان شان حامل چه مواد و داری چگونه ایسترس و پریشانی است. آیا این سهل انگاری و غفلت وظیفوی نیست؟ بودند عده که کور اندیشانه عظمت احمد شاه مسعود را درک نتوانسته با حسادت علیه او برخورد می نمودند و اما انانیکه در زمان حیاتش قدرش را ندانستند امروز حسرت نبودش را میخورند و جای خالی اش را در این وطن درک می کنند مسعود بود که حاکمیت بی گانه گان را در این وطن نمی پزیرفت میخواست در این مرزبوم فرزندان مسلمان این خطه مرد خیز حکومت کنند زیرا او بر، داشته ها و امکانیت های اقتصادی کشورش آگاه بوده میخواست افغانستان در قطار ملل جهان از حقوق و خود ارادیت برخورد دار بوده به گفته خودش ( چنان سیستم را ایجاد نماید که افغانها بتوانند هم با خود شان و هم با جهان زنده گی مسالمت آمیز داشته باشد) شهادتش نه تنها باعث پریشانی و شهادت عده کثیر از افغانها و یک حاکمیت ضعیف در کشور گردید بلکه عده از فرزندان کشور های دیگر همکار با دولت پس از او را در این سرزمین به کشتن داد وسرمایه های وافر از کشورهای همکار را که از مالیات مردم زحمت کش شان به دست آمده بود به بهانه کمک به افغانستان به جیب چپاول گران داخلی و خارجی ریخت.
اما نفاق و بد بینی ما را بجای رسانیده است که نتوانیم از امکانیت های اقتصادی و قوه های غیرتمند بشری خویش استفاده بهیمه نماییم . افغانستان در گذشته نه چندان دور دهل(دا پشتونستان زما) را با همت مینواخت و از این صدا گوش پاکستان در رنج و قلبش در تکان بود.
با تاسف امروز ما به این مجبوریت رسیده ایم که، از ترس آن جبون که دیروز از ما میترسید و امروز بر ما انتحاری میفرستد و خط مش تعین میکند مجبورانه وضعیفانه در شورای ملی قرارداد امنیتی با امریکا و ناتو را با اکثریت آرا به امضا برسانیم. و متاسفانه از امضا آن عده با دل نا خواسته شادی و خرسندی نیز می نمایند اما انانیکه دیروز مسعود را نمی پزیرفتند امروز عظمت او را درک می کنند و به اهداف عالی اش پی میبرند.
باید گفت که لازم است با اتکاء به خداوند (ج) و اتفاق اسلامی دست به دست هم بد هیم رزق و روزی خودرا با تلاش و مجاهدت از طریق استخراج معادن مان و استفاده از آب های وافر, زمین های زراعتی و رشد استعدادهای جوانان این مرزبوم که خداوند بر ما ارزانی داشته است به دست بیاوریم زیرا امریکا خدا نیست که رزق ما را تهیه نماید و از ما دفاع کند، مدافع ما خداست و رزق ما را رزاق در دل کوه ها ودر درون دریا ها و استعداد جوان ها برما نهاده است از انها باید استفاده صورت گیرند و دیگر با تجربه گرفتن از گذشته با صاحبان اندیشه و غرور ملی دشمنی روا داشته نشود.
یک بار دیگر باید گفت که امضا موافقت نامه ها یک مجبوریت است به امید روز که ما به خود کفایی سیاسی, نظامی و اقتصادی برسیم و از همکاران بین المللی بخصوص ایالات متحده امریکا با سپاس و قدردانی تقاضا نمایم که دیگر نیاز به کمک های نظامی، سیاسی و اقتصادی شان نداریم و اکنون ما افغانها در قطار ملل مترقی جهان حاضریم به کمک نیازمندان بشیتابیم تا قرض های را که بر ما داده اند و احسانمند جهان انسانیت هستیم ادا نمایم.
به امید برآورده شدن این آرزو.

كانكور در راه است




كانكور در راه است
عدۀ کثيری ازجوانان بعدازسپری نمودن دوازده سال تعليم ازابتدا تاختم دوره لیسه به امید اینکه به دانشگاه ها ودانشکده ها راه یابند چشم انتظار زمان فرارسی امتحان کانکوراند.عدۀ از فارغین صنوف دوازدهم باقاطعیت مصمم اند که ازامتحان کانکور موفق بدرآیند. بخاطررسیدن به این هدف علاوه ازدروس مکتب به دروازهای کورس ها نیزسرزده واوقات فراغت شان رابیهوده به حدرنداده مضامین راکه به آن دل بسته گی دارند ویانیاز بیشتر به آموزش آن دارند باپرداخت پول و صرف اوقات به کورس ها رفته آموزش میبینند. اماعدۀ ازجوانان تخیلی عمل نموده با اکتفا به دروس مکتب به فکرآمدن امتحان کانکور وسپری نمودن آن وراه یافتن به یکی ازدانشگاه ها ودانشکده ها میباشند به یقین راه یافتن به کانکوربه اساسی داشتن فراغت صنف دوازدهم آسان است اما موفقیت درکانکورنه یک چانس بلکه نتیجه زحمات یک متعلم پرتلاش، زحمت کش ولایق است. عدۀ درانتخاب دانشکده ها ازقبل تصميم نداشته آنی تصميم میگیرند وبه امید چانس وارد امتحان کانکورمیشوند که موفقیت شان تخیل بیش نیست . اماهستند جوانانیکه ازقبل مصمم وآماده به کانکور ومطمین برموفقیت اند. این جوانان آمادگی قبلی داشته لایق وکورس خوانده اند و دو دانشکده را در انتخاب اول خویش مد نظردارند 1- طیب 2 – انجینیری . سایر دانشکده ها مانند حقوق،شرعیات، اقتصاد، زراعت ودیکران را بخاطری پرشدن جدول انتخاب وحق که دارندانتخاب مینمایند. دراین مورد گفتگوپدر وپسر را که بادنیای ازآماده گی وامید به سوی امتحان کانکورمیرفت به شرح زیر قابل یاد آوری میدانیم، پدر ازپسر پرسید کدام دانشکده را انتخاب میکنی؟ پسرگفت: انجینری پدرگفت: چرا(طب وداکتری) راانتخاب نمیکنی؟ که به حال انسانها مفید وموثرواقع شوی. پسرباخنده به پدرگفت: پدر جان اجازه میدهید روی موضوع صحبت نمایم؟ پدرگفت: بلی چرا نی؟ بفرما پسرگفت: بااحترام به دوکتوران عزیز و اینکه، آنها همه بخاطر صحت انسانها کارمیکنند ودرتلاش اند. اما زمانیکه درمعاینه خانه های شخصی شان باشـند امیدواراند که مریضان بــیشـتر به آنها مراجعه نمایند تا ازفیس شان سرمایه وروزگار شان تقویه شود اگر روزی داکتردرزمان فراغت از شفاخانه درمعاینه خانه خویش باشد ومریضی به اومراجعه نکند خسته شده وباخود می اندیـشد که اـمروزچـرامریض نمی آید مگر اینکه مردم همه صحـــتمــنـد اند. ویامـملکت امن است واگـــراین وضع چندروز دوام بکند ازخداوند برای خود مراجعـیـن تقاضا می نمایـند یعنی مریــض شدن، مریض بــودن وآمدن مریضان به معایـنه خانه های شان پس به صورت خلص میتـوان گفت: که دوکـتوران باهـمه خدمـت گـذاری آروزی مریـض شـدن مردم رابخاطـرامرارمعاش دارند.البته این یک شوخـی است من که انجینیـری ویامهندسی را انتخاب نموده ام بخاطراین است که انجینیران و مهندسان همیشه آروزی پول داشتن، صحت مند بودن، رفای ملت و مملکت آرام ومردم صاحب سرمایه وکشور دورازجنگ راآروزمی نمایند زیرا اگرشرایط فوق الذکربرای دولت وملت موجود باشدآنها درفکر اعمار سرک ها ، پل ها، سربندها ، فابریکات، بلند منزلها ومنازل منقش ومفشن میشوند که ترتیب ودیزاین نقشه آنها جزازدست مهندسان وانجینیران لایق وموفق ازدیگران برنمیاید لذابه جستجوی مهندسان وانجینران میروند، این مهندسان وانجینران اند. که برنامهای فوق الذکررا طرح وبه دسترس مردم قرارمیدهند وازاین طریق امرارمعاش مینمایند پس من میگویم انجینیری رابخاطر انتخاب مینمایم که انجینیر دعامیکند خدایا! مملکت راآرام ، ملت رامرفع ومردم راصاحب سرمایه داشته باش. تاکار ما راه بافتد اماداکترمیگوید: خدایا! ملت رامریض ومریض پول دار را دراختیار من قراربده، زیرا داکتران از اين راه امرار معاش مینمایند پس اختیارباشماست کــــــــــدام یک ازاین دو را ا نتخا ب مينمايـید طب و ياانجينری؟