۱۳۹۳ آذر ۱۸, سه‌شنبه

تکرار مکررات ویا گردش سنگ های آسیاب

انسانها بخاطری استدوام چرخ های زنده گی و ادامه حیات به یک تعداد اشیا واجناس نــــــیاز دارند.
و ناگزیر اند برای ادامه حیات بخورند، بنوشند، بپوشند و بخاطر جلوگیری از صدمه حرارت و
برودت برای خود سرپناه بسازند.
از اینکه علما بعد از تجربه و مطالعات دقیق انسان را دانشمند ترین موجودات دانسته اند وخداوند(ج) که آفریدگار هستی است انسان را صاحب کـــرامت وشرافت گفته به او ارجحـیـت قایل شده و این موجود را خلیفه خودش در روی زمین میداند. پس انسان این موجود متعـهد و متفکر مانند سایر حیوانات بر خورد نوش و روابط جنسی اکتفا نکرده همیشه در تلاش پیشرفت, برتری خواهی و رفاه بوده است. همین دلیل است که ما شاهد پیشرفت در علــوم، فنون و سایر عرصه های انکشافی توسط انسانها هستیم.
انسانها تنها به تسخیر زمین اکتفا نکرده به فکر تسخیر مهتاب و سایر سیارگان از جمله مریخ، ستاره دنباله دار ودیگر سیارات هستند. که این رسالت ومسولیت انسانی ما است.
هستند عده از انسانها که بعد از کسب درآمد فراوان اقتصادی در صدد خدمات شایان بشری در محدوده حیات خویش بوده میخواهند از سرمایه دست داشته خویش از طریق ساختن عبادت گاها، مکاتب، راه ها، پل ها، پلچک ها و یا رسانیدن مایحتاج فقرا و هم از طریق اعمار پرورشگاه ها به نحوی مسولیت انسانی خویش را ادا نموده نام نیک از خود به روزگار باقی گذاشته سرمایه شانرا هم از طریق میراث گذاشتن بدون مسولیت به ورثه ها تحویل نمیدهند. چنانچه به گفته بیدل (علیه الرحمه)
بگزار به گیتی از اثر زانکه در آفاق       تا چشم به هم بر زنی از ما خبری نیست
آنانیکه با اجرای خدمـات شـایان از جهان مـیروند مـسولیـت خویش را ادا نموده هیچ گاه نامـشـان از صفحه های تاریخ نابود نگردیده ودر دنیای بعدی (آخرت) نیز به گفته قرآنکریم مطابق عقیده شان به اوشان محاسبه میگردد.
 اما جان گپ در اینجاست که بعضی از انـسـانها با همه عظمت و بــزرگی که خداوند (ج) برای انسان قایـل شده کوچـک می اندیشند و دیدشان از اندازه خورد نوش سـیالی و شـریکی  وپیشرفت شخصی در عرصه های رفای به چیز دیگر نمی اندیشد و میتوان گفت: آنقدر فقیر اند که جز ســرمایه، پول، چـند بـلند منزل, تجارت خانه و چندین عراده موتر چیز دیگر ندارند. حـیات همچـو اشخاص جز تکرار مکررات چیزی دیگری نیست. زنده گی همچو اشخاص از اینجا آغاز میابد. اگر از ایشان سوال شود که: چرا اینقدر زحمت وتلاش فراوان را متحمل میشوی؟ جواب  میدهـند کار میکنم. سوال چرا کار میکنی؟ جواب پول بدست بیاورم. سوال چرا پول بدست میاوری؟ با قهر میگوید نان بخورم و زنده بمانم. بعد چرا زنده بمانی؟ برای اینکه کار بکنم. چرا کار بکنی؟ بـرای اینــکه پول بدست بیاورم. چرا پول بدست بیاوری؟ نان بخورم و زنده بمانم الی اخیر حیات؛ این ســریال ادامه دارد. همچو انسان ها مازاد پول شانرا که ثمره حیات شان است مانند: سنگ های آسـیاب به دیـگران میگذارند و خود از چرخه آسیاب خورده شده ناکارا و خارج میشوند جایشان را سنگ های تازه در چرخه آسیاب میگیرد و اینها از آنچه تولید کرده اند هیچ ثمره نداشته فرسوده از چرخه بیرون رانده میـشوند.
اگر به آسیاب دیده باشید دو سنگ در میان آسیاب میچرخند و گندم های زیادی را به آرد مبدل مینمایند گندم های آرد شده ذریعه آسیاب بان بوری گردیده صدها بوری آرد مانند: بلند منزل ها و پارتمان ها سر هم قرار میگیرند. اما این سنگها هستند که ماه ها وسالها چرخیده اند و ثمره از حاصل عمر خویـش بدست نیاورده با حسرت از چرخه بیرون رفتند. اگر زنده گی بدون هدف تکرار مکررات باشد مانند: سنگهای آسیاب که بـعد از برآمدن از چرخــه های آسیـاب هیچ چیز نصیب شان نشده, هیچ کسی یادشان را نخواهد کرد و برای همیـش نابود میشوند. این موضوع را نیز قابل یادآوری میدانیم که حضرت امام اعظم (ابو حنیفه رحمه الله) صاحب مذهب احناف بزاز (پارچه فروش) صاحب یک فابریکه تولیدی تکه های ابریشمی بوده است. اگربه زندگی نامه او مراجعه شود دیده خواهد شد که در کنار تجارت پیشه بودن چه شاهکاریهای بـزرگ در عـالم انسانیت، اسلامیت، علم و ادب نموده است از زمان او تا امروز شاید ملیونها انـسان دیگری از قـماش تجاران مانند اشجار واحجار نابود گردیده یا خاطرهء از ایشان باقی نمانده است. تصمیم باید گرفت که زنده گی تکرار مکررات و بی مفهوم نباشد. به گفته حضرت محمد (ص) از جملهء بهترین انسانها باید بود رسول خدا میفرماید بهترین مردم کسی است که خیرش به مرم برسد.







0 comments:

ارسال یک نظر